سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

138

تاريخ ايران ( فارسى )

خلاصه با اين اختلافات شديد كه ديده شد تصور ميرود كه براى قطعى شدن اين مسئلهء مهم ولى مشكل شواهد تازه و قاطعه را بايد انتظار كشيد . اوستا اهل عالم در نظر مسلمين منقسم ميشوند باهل كتاب و غير اهل كتاب يعنى آنها كه كتاب آسمانى دارند و آنها كه ندارند . زردشتيان مىتوانند مدعى شوند كه از طبقهء اولى ميباشند چه داراى كتاب آسمانى اوستا ميباشند كه كاملا يا بعضا بر زردشت نازل شده است . اين كتاب مقدس بزبانى نوشته شده است كه آن را عموما اوستيك مينامند و با زبانيكه سلاطين هخامنشى در كتيبه‌هاى خود به كار برده تفاوت دارد . چنين گفته‌اند كه اوستا بيست و يك كتاب بوده و به خط طلا بر دوازده هزار پوست گاو تحرير شده و بعد از آنكه سلسلهء هخامنشى منقرض گرديدند آن كتاب نيز از ميان رفته فقط قسمت كوچكى از آن بدست آمده است . بلاش اول سلطان اشكانى كه تقريبا در نيمهء مائه اول ميلادى سلطنت كرده از قرار معلوم شروع باحياى آن نموده ليكن انجام اين امر را اردشير مؤسس سلسلهء ساسانى داد و گمان ميرود كه براى دو يا سه دورهء بعد نيز اضافاتى بر آن شده است . قدمت زمانى در نظر انسان اهميت خاصى دارد و چون بخاطر ميآوريم كه مذهب زردشتى مذهبى است كه معاصر پرستش بعل و آسور و زئوس بوده و آن مذاهب صدها سال كه فراموش شده و مذهب زردشت هنوز باقيست اهتمام و ولع محققين كه عمر خود را صرف تحقيق منشاء و مبادى آن مذهب و كشف حقايق از ميان قصص و افسانه‌ها ميكنند در نظر ما معقول و بقاعده ميآيد . قسمتهاى موجودهء اوستا فقط شامل يك كتاب تمام از كتب اوستا مىباشد و آن موسوم به ونديداد ( بطور اصح ويدوات » يا « شريعت بر ضد ديوان » است . قسمتهاى بعضى از فصول ديگر جزء كتابيست موسوم به يسنايا آداب نماز و دعا و بعضى قطعات ديگر هم در كتب پهلوى محفوظ است و نسبت اين اخير به اوستا مثل نسبت نوشتجات آباء مذهب عيسوى است باصل كتاب انجيل و آنچه از اوستا موجود است منقسم باقسام اربعهء ذيل مىباشد :